تبليغاتX
دوباره می سازمت وطن . . .
اخبار و وقایع روز


در پی قطع گاز در برخی از استان‌ها و بروز مشکلات و کمبودهای اخیر٬ واکنشهای جالبی از سوی افراد مختلف نشان داده شد که برخی از آنها را در اینجا میخوانید:

مقام معظم رهبری: آحاد ملت باید بدانند اگر قرار باشد بین گاز و لگد یکی را انتخاب کنید باید لگد را انتخاب کنید. هرزمان که شخصا ببینم گاز بهتر است خودم اولین نفری خواهم بود که آنرا بگیرم.

رئیس جمهور محبوب: من از همه ملت عزیز ایران میخواهم بیایند محله ما زندگی کنند. نه گازش قطع میشه و نه گوجه فرنگی‌اش گرونه.

کروبی: آخه این چه وضعیه؟ توی این مملکت آدم جرات نمیکنه نیم ساعت بخوابه. از زمانی که از خواب بیدار شدم دیدم گاز ما را قطع کرده‌اند.

جنتی: مملکتی که شرکت گازش زیر نظر شورای نگهبان نباشد همین میشود که می بینید. باید اول صلاحیت مشترکین گاز را بررسی کنیم و اگر معتقد به نظام و رهبری بودند گاز آنها را وصل کنیم. همینطوری که نمیشود.

اخبار صدا و سیما: موج سرما و یخبندان سراسر امریکا را در هم کوبید و آنها را بدبخت کرد. به گزارش واحد مرکزی خبر از واشنگتن مردم امریکا بدلیل قطعی گاز همگی سرما خورده اند و قرص سرماخوردگی هم ندارند. آب دماغشان هم راه افتاده و خواهان سرنگونی رزیم جورج بوش شده اند.

یک خواننده کیهان: از مسولین عزیز خواهش میکنم مقداری فشار گاز را کم کنند تا ما کمتر به گناه آلوده شویم.

از وبلام حسنی

به نقل از :http://dara-sara.blogsky.com/
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 1:54  توسط من  | 

تصاویر زیر افتضاحی را نشان میدهد که در سریال چهل سرباز اتفاق افتاد این سریال از شبکه ۲ پخش می شود....

در این سریال تمامی اسلحه ها بدون خشاب هستند . جالبه که تعداد زیادی در فیلم کشته میشند !!!؟؟؟!؟!؟؟!؟!؟!؟!؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 2:50  توسط من  | 

درخواست تمديد ثبت نام براي انتخابات
روزنامه اعتماد- معصومه ستوده؛
 دو روز مانده به پايان ثبت نام انتخابات مجلس هشتم چند اتفاق باعث افزايش نگراني ها و در نتيجه طرح برخي پيشنهادات و اعتراضات از سوي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان شده است. از يک سو برخي چهره هاي اصلاح طلب از اينکه 15 اسفندماه به عنوان تاريخ نهايي اعلام نتايج بررسي صلاحيت ها تعيين شده اعتراض کرده اند و از سوي ديگر ستاد ائتلاف اصلاح طلبان با صدور اطلاعيه يي خواستار تمديد مهلت ثبت نام ها شده است، چرا که به گفته ستاد ائتلاف اصلاح طلبان تعطيلات هفته جاري عملاً منجر به ناکامي بسياري از داوطلبان در تهيه مدارک مورد نياز و در نتيجه ثبت نام نهايي در انتخابات مجلس هشتم شده است. در اين زمينه عبدالله ناصري سخنگوي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان ضمن اظهار تاسف از وجود آنچه مشکل در روند ثبت نام اينترنتي کانديداهاي انتخابات مي ناميد، گفت؛ «اين نوع بي برنامگي و بي نظمي در مرحله آغاز انتخابات نگراني هاي ما را نسبت به انتخابات تقويت مي کند.»وي اظهار داشت؛ «گزارشاتي که از نحوه ثبت نام کانديداهاي اصلاح طلب به ما مي رسد حاکي از آن است که متاسفانه هنوز نظام ثبت نام وزارت کشور سامان نگرفته است.»ناصري سيستم ثبت نام رايانه يي وزارت کشور را خسته کننده توصيف کرد و گفت؛ «نمي دانيم اين يک برنامه مطالعه نشده بود يا يک فاکتور و مشخصه يي که نگراني هاي ما را نسبت انتخابات افزايش مي دهد.»سخنگوي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان با بيان اينکه بسياري از چهره هاي شاخص اصلاح طلب در روزهاي اول ثبت نام به دليل همين مشکلات رايانه يي موفق به ثبت نام نشده اند، گفت؛ «بسياري از اين دوستان هنوز براي بار دوم براي ثبت نام اقدام نکرده اند و اين مشکلات روند ثبت نام ها را کند مي کند.»ناصري با بيان اينکه برخي از دوستان ما بعد از چهار روز موفق به ثبت نام شده اند و برخي ديگر هنوز هم ثبت نام نکرده اند، افزود؛ «برخي از دوستان و چهره هاي شاخص اصلاح طلب که برنامه ريزي شده بود در روزهاي اول و دوم براي ثبت نام اقدام کنند به دليل همين بي نظمي ها هنوز موفق به ثبت نام نشده اند.»وي در عين حال اظهار اميدواري کرد که وزارت کشور و ستاد انتخابات کشور براي اين نابساماني ها دلايل موجه و قابل پذيرشي داشته باشند.ناصري با اعتقاد به اينکه اين نوع مشکلات باعث مي شود ميزان ثبت نام هاي افراد نسبت به آنچه ما پيش بيني کرده بوديم کاهش يابد، ادامه داد؛ «اين مساله در نهايت بر ميزان مشارکت مردم تاثيرگذار است، لذا ما اميدواريم هر چه سريع تر دوستان ما در وزارت کشور براي اين مشکل فکري بکنند.»ناصري در پاسخ به اين سوال که چرا وزارت کشور در مرحله ثبت نام کانديداها رايانه يي شدن را پذيرفته است، اظهار داشت؛ «چند نفر از چهره هاي اصلاح طلب که قرار بود از حوزه انتخابيه تهران ثبت نام کنند متاسفانه بعد از ثبت نام متوجه شده اند که نام شان براي برخي شهرستان ها و حوزه هاي انتخابيه ديگر ثبت شده است که اين نيز يک مشکل جدي است، لذا ما مصرانه از مسوولان وزارت کشور مي خواهيم که هر چه سريع تر براي اين مشکلات فکري کنند.وي دغدغه ديگر ستاد ائتلاف اصلاح طلبان را تعطيلي چند روزه دانست و گفت؛ هر چند مساله برودت و سرماي فوق العاده اخير و عدم پيش بيني مديران اجرايي کشور براي اداره شرايط بحراني چنين تعطيلي پرهزينه را بر مردم تحميل کرد ولي نبايد ناديده گرفت اين تعطيلي اختلال اساسي در روند ثبت نام ايجاد کرد. به عنوان مثال چندين مورد از نامزدهاي ائتلاف اصلاح طلبان نيازمند گواهي يا اصل مدرک تحصيلي خود بودند که در دانشگاه ها يا ادارات متبوع بوده است يا اخذ گواهي پنج سال سابقه کار معضل ديگر نامزدها بوده است. توقف و ماندگي نامزدها در ميان راه هاي کشور و کلاً برهم خوردگي برنامه هاي از پيش تعريف شده اختلال جدي در ثبت نام ها به شمار مي آيد.

وي در پايان گفت؛ ما فکر مي کنيم شايسته و ضروري است که وزارت کشور و ستاد انتخابات نسبت به تمديد مهلت ثبت نام در پايتخت و چند استان ديگر تدبيري بينديشند.

البته اصلاح طلبان اين درخواست را در شرايطي مطرح کرده اند که مسوولان وزارت کشور با تمديد مهلت ثبت نام ها مخالفت کرده اند. طبق بيانيه ستاد انتخابات وزارت کشور به موجب قانون امکان تمديد مهلت ثبت نام وجود ندارد و داوطلبان در فرصت باقي مانده مي بايستي نسبت به تکميل مدارک و ثبت نام حضوري در فرمانداري ها اقدام کنند.

البته اين تمام ماجراهاي مربوط به نگراني هاي انتخاباتي نيست، چرا که در سوي ديگر پانزدهم اسفندماه به عنوان تاريخ نهايي بررسي صلاحيت ها اعلام شده است. پانزدهم اسفندماه با روز چهارشنبه يعني انتهاي هفته مصادف شده است. روز پنجشنبه نيمه تعطيل و روز جمعه نيز تعطيل رسمي است. به علاوه روز شنبه هجدهم اسفندماه هم به علت سالگرد شهادت امام رضا(ع) در کشور تعطيل رسمي است که اين تعطيلات پي در پي عملاً جاي اعتراضي را بر جاي نمي گذارد چرا که طبق زمانبندي تبليغات انتخاباتي از روز 16 اسفندماه آغاز مي شود و روز 24 اسفند هم انتخابات برگزار مي شود. همين مساله منجر به اعتراض اصلاح طلبان شده است. محمد سلامتي دبيرکل سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در واکنش به «اعلام نتايج بررسي صلاحيت ها در روز 15 اسفند و آغاز تبليغات انتخابات مجلس شوراي اسلامي از روز 16 اسفند»، گفت؛ چنين کاري خلاف اخلاق،روح قانون و غيرعادلانه است. وي در گفت وگو با آفتاب افزود؛ چنين تاريخي يک کار اشتباه است، البته جناح محافظه کار، از بابت تاييد صلاحيت ها نگراني ندارد و مي داند که چه افرادي تاييد صلاحيت مي شوند. آنان ليست خود را با اطمينان مشخص و تبليغ مي کنند اما چنين امکاني براي اصلاح طلبان وجود ندارد.

وي گفت؛ دير اعلام کردن نتايج صلاحيت ها يعني اينکه آنان نمي توانند به درستي تبليغ کنند و فرصت کمي براي تبليغ دارند.

سلامتي با بيان اينکه «اعلام زمان نتايج بررسي صلاحيت ها با هيچ معياري سازگار نيست»، افزود؛ شيوه عاقلانه اين است که متناسب با مراحل مختلف انتخابات، فرصتي براي کانديداها فراهم شود تا به راحتي تبليغ کنند. اما گذشته از اين اعتراضات و طرح مشکلات، روز گذشته فرمانداري تهران شاهد حضور تعداد ديگري از کانديداهاي اصلاح طلب و اصولگرا بود که در ميان آنها رسول منتجب نيا قائم مقام حزب اعتماد ملي به عنوان سرليست حزب اعتماد ملي، داود سليماني نماينده مجلس ششم و عضو شوراي مرکزي حزب مشارکت، سيدعلي رياض نماينده مجلس هفتم، غلامرضا مصباحي مقدم عضو کميسيون اقتصادي مجلس هفتم، پرويز کاظمي وزير رفاه مستعفي دولت احمدي نژاد، زهرا نژادبهرام معاون فرماندار تهران در زمان دولت اصلاحات و عضو مجمع زنان اصلاح طلب و ميرمحمد صادقي سخنگوي سابق قوه قضائيه و سيدمحمود دعايي مديرمسوول روزنامه اطلاعات در ستاد ثبت نام مستقر در فرمانداري تهران حضور يافتند و ثبت نام کردند.

همچنين حسين انصاري راد نماينده مجلس ششم از حوزه انتخابيه نيشابور، مرتضي الويري شهردار اسبق تهران، محمدجواد اطاعت عضو شوراي مرکزي حزب اعتماد ملي و سيدکمال الدين سجادي سخنگوي جبهه پيروان خط امام و رهبري با حضور در ستاد انتخابات کشور اقدام به ثبت نام کردند اما در حاشيه ثبت نام در ستاد مستقر ثبت نام در فرمانداري، بار ديگر کنترل تورم و ايجاد اشتغال و رفع محروميت از اقشار آسيب پذير از جمله مسائلي بود که کانديداهاي انتخابات مجلس هشتم آن را در اولويت کاري خود در مجلس آتي برشمردند به گونه يي که مصباحي مقدم در پاسخ به سوال خبرنگار «اعتماد» که شما در مجلس هفتم در مهار تورم ناکام بوديد چگونه مي خواهيد اين معضل را در آينده برطرف کنيد، گفت؛ مجلس هفتم را مي توان به دو دوره دوساله تقسيم کرد؛ دوره دوساله اول در کنترل تورم موفق بود اما در دوره دوساله دوم در دولت احمدي نژاد با توجه به شوق خدمت توسط دولت راه غلطي طي شد که منجر به ايجاد تورم شد هرچند راه هايي براي کنترل تورم پيشنهاد شد که البته اميد است دولت آن را خردمندانه به کار بگيرد گرچه عدم توجه دولت به نظرات مجلس موجب ترديد من در ثبت نام شده بود که مبادا حضور من بي فايده باشد هرچند وجود يک مجلس قوي با پشتوانه کارشناسي مي تواند در برابر راهکارهاي غلط مقاومت کند گرچه انتظار من از مجلس هفتم بيش از اين بود. هر چند رسول منتجب نيا نيز تصريح مي کند که حزب اعتماد ملي و دبيرکل حزب اعتماد ملي از چندين ماه قبل رايزني ها با بزرگان نظام را براي اينکه انتخابات آتي رقابتي باشد شروع کرده اند و اين مذاکرات همچنان ادامه دارد زيرا اعتماد ملي تلاش مي کند در تاييد صلاحيت ها فقط قانون اعمال شود و از تنگ نظري ها و اعمال سليقه ها خودداري شده تا حضور حداکثري مردم در انتخابات آينده محقق شود. داود سليماني نماينده مجلس ششم پس از حضور در ستاد انتخابات در برابر سوال خبرنگاران که پرسيدند آيا احتمال ردصلاحيت مي دهيد، گفت؛ چرا تفال بد مي زنيد. بايد حمل به خير کنيد. اميد است که همه تاييد صلاحيت شوند، اگر ردصلاحيت صورت گرفت بعداً در مورد آن صحبت مي شود.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 1:45  توسط من  | 

 

 

خامنه ای:  در 28 سال گذشته همواره انتخابات در اين كشور در سلامت كامل برگزار شده است!

------------------------

احتمالا ایشان در این ۲۸ سال اصلا در ایران نبوده اند ؟؟!!!؟؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 22:11  توسط من  | 

خبر  :  رييس شوراي نظارت بر صدا وسيما در خصوص نحوه عمل اين سازمان در خصوص انتخابات مجلس هشتم گفت كه قرار است ضوابط و معيارهاي رفتار صدا و سيما در خصوص انتخابات به زودي ابلاغ شود.

 

حسين مظفر در گفت و گو با ‬ايرنا، افزود: اين ضوابط و معيارها تدوين شده است و در آينده‌اي نزديك به صدا و سيما براي اجرا ابلاغ مي‌شود.

 

وي در خصوص نظارت ويژه برعملكرد صدا و سيما درايام برگزاري انتخابات، گفت: با ابلاغ اين دستورالعمل نيازي به نظارت خاص بر عملكرد صدا و سيما نيست.

نتیجه گیری:

نتیجه از سمت راست: صدا وسیما باید افکار عمومی را به طرف ما سوق دهد...

نتیجه از سمت چپ : صدا وسیما رعایت انصاف را نمیکند...

نتیجه از سمت بالا : صدا وسیما همیشه در راه انقلاب و اسلام و روحانیت و .... تلاش نموده است...

نتیجه از سمت ما : خاک بر سر صدا وسیما ...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 23:9  توسط من  | 

حجت الاسلام عليرضا پناهيان در اولين گردهمايي سراسري مجامع وبلاگ‌نويسي سخن گفته

گمان میکنم ایشان فکر می کنند وبلاگ از حوزه علمیه بیرون آمده  اصلا میدونی وبلاگ چیه؟؟

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 23:21  توسط من  | 

 

 

روزنامه عرب زبان الشرق الاوسط، چاپ لندن در شماره پنج شنبه خود گزارش داده است که جمهوری اسلامی ايران، رياست شاخه نظامی جنبش حزب الله لبنان را از سيد حسن نصرالله رهبر اين جنبش گرفته و به معاون وی نعيم قاسم واگذار کرده است.

اين روزنامه نوشته است در پی بروز اختلاف ميان رهبران حزب الله، آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، هياتی متشکل از افسران ارشد سپاه را مسوول تغيير در ساختار واحدهای نظامی و اطلاعاتی حزب الله کرده است که اين کميته در نهايت پيشنهاد واگذاری کنترل شاخه نظامی جنبش به نعيم قاسم کرده اند.

طبق این گزارش، بنابر پيشنهاد کميته مذکور، حسن نصرالله دبيرکل حزب الله و رياست شاخه اطلاعاتی آن را همچنان بر عهده خواهد داشت. در پی انتشار اين خبر جنبش حزب الله با صدور بيانيه ای آن را تکذيب کرده و گفته است، آقای نصرالله نماد مقاومت در مقابله با اشغال، تجاوز و سرکوب است. 

  • حزب الله مرا به ياد کميته مرکزی حزب کمونيست شوروی می اندازد، در راس آن کميته هم مراکز قدرتی وجود داشتند. همين ميزان تنوع آرا در راس حکومت جمهوری اسلامی ايران هم وجود دارد و حزب الله هم همانند آينه ای بازتاب دهنده همين تنوع آرا در ايران است. بله، در راس حزب الله تنش هايی وجود دارد.

حلیل خشن

 دکتر حليل خشن،  Halil Khashan  استاد علوم سياسی در دانشگاه آمريکايی بيروت در گفت وگو با راديو فردا خبر  اخیر درباره تغییر در فرماندهی حزب الله را مورد ارزیابی قرار داده است.

 راديو فردا آيا اصولا ايران بر حزب الله اين قدر نفوذ دارد که بتواند تغييراتی را در راس آن انجام دهد؟

حليل خشن : قطعا! تا جايی که ما می دانيم، حزب الله بدون ايران نمی تواند به بقای خود ادامه دهد. بدون حمايت ايران اين سازمان به يک سازمان بی اهميت در لبنان تبديل می شود. بی شک اهميت حزب الله در سياست لبنان نتيجه ارتباط اين سازمان با ايران است.

خبر انتقال کنترل شاخه نظامی حزب الله به نعيم قاسم تا چه حد می تواند صحت داشته باشد؟

همانطور که می دانيد حزب الله يک سازمان مخفی است و اگر تصميم بگيرد که تغييراتی را در ساختار خود انجام دهد آن را علنی نمی کند. ولی سه سالی است که شايعاتی مبنی بر کناره گيری حسن نصرالله و قدرت گرفتن معاونش نعيم قاسم شنيده می شود.

پس از جنگ ميان حزب الله و اسراييل در تابستان گذشته، اين شايعات دوباره شدت يافتند. گفته می شد، نصرالله از ترس سو قصد اسراييلی ها در خفا زندگی می کند و به همين دليل بسياری از مسووليت هايش به ديگر رهبران منتقل شده است.

من شخصا معتقدم که اگر جان نصرالله در خطر باشد، نعيم قاسم هم وضع بهتری ندارد. علاوه بر آن نعيم قاسم يک نظامی به حساب می آيد، در حاليکه نصرالله بيشتر يک سياستمدار است.

با اين وجود نعيم قاسم از نظر نظامی اعتباری ندارد چرا که او سابقا آموزگار شيمی بوده است. وی در داخل جنبش هم محبوبيت زيادی ندارد و اعضا او را زياد جدی نمی گيرند، گرچه در کلام خيلی تند و آتشين است.

اگر اين موضوع صحت داشته باشد که جايگاه حسن نصرالله به هر دليلی تضعيف شده است، من ترديد دارم که مسووليتش به نعيم قاسم منتقل شده باشد. 

 آيا اصولا ميان جمهوری اسلامی و حزب الله اختلافاتی وجود دارد؟

ايدئولوژی حزب الله عميقا به دفتر ولی فقيه جمهوری اسلامی مرتبط است. اختلافات در درون حزب الله به مسايل تاکتيکی همچون انتخابات رياست جمهوری لبنان، رابطه با سوريه و غيره مربوط می شود، ولی من ترديد دارم که در زمينه استراتژی کلی اين سازمان ميان ايران و حزب الله اختلافی وجود داشته باشد.

ميان خود رهبران اين جنبش چطور؟

حزب الله، آنگونه که ما فکر می کنيم، يک سازمان يکدست و يکپارچه نيست. درست است که اين سازمان يک سازمان دمکراتيک نيست، ولی در راس آن اختلاف نظر وجود دارد.

حزب الله مرا به ياد کميته مرکزی حزب کمونيست شوروی می اندازد، در راس آن کميته هم مراکز قدرتی وجود داشتند. همين ميزان تنوع آرا در راس حکومت جمهوری اسلامی ايران هم وجود دارد و حزب الله هم همانند آينه ای بازتاب دهنده همين تنوع آرا در ايران است. بله، در راس حزب الله تنش هايی وجود دارد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 22:58  توسط من  | 

 

فریدون زرنگار - رادیو فردا

              

شهره بديعی، همسر نوری دهکردی يکی از قربانيان حمله به رستوران ميکونوس در گفتگویی با راديو فردا خبر آزادی کاظم دارابی را از زندان آلمان تایید کرد.

شهره بدیعی گفت:« اين خبر صحيح است؛ زيرا امروز خبرنگاران شبکه اول تلويزيون آلمان در تماسی که با من گرفتند و در مصاحبه ای که با من کردند، اين خبر را تاييد کردند و شايد در اين لحظه ای که ما با هم صحبت می کنيم کاظم دارابی در راه تهران باشد.»

به گزارش خبرگزاری آسویشتدپرس، مقامات قضایی آلمان، روز دوشنبه اعلام کردند که دو نفر از محکومان ترور میکونوس، یعنی کاظم دارابی و عباس راحيل که لبنانی الاصل است، از زندان آزاد شده اند.

مقامات امنیتی که نخواستند نامشان فاش شود، به آسوشیتدپرس گفتند که کاظم دارابی که پس از پانزده سال از زندان آزاد شده، در راه تهران است. 

 پيش از اين، خبرگزاری آلمان اين خبر را بدون اعلام زمان آزادی کاظم دارابی منتشر کرده بود.

شهره بديعی به راديو فردا گفت: «اعتراض هایی که به آزادی کاظم دارابی شد، متاسفانه نتيجه ای نداده است.»

««اعتراض هایی که به آزادی کاظم دارابی شد متاسفانه نتيجه ای نداده است.»

شهره بدیعی همسر یکی از قربانیان حمله به رستوران میکونوس 

مقام های قضایی آلمان از اظهار نظر در اين باره خودداری کرده اند. برابر قوانين آلمان مجرمانی که ۱۵ سال دوره زندان خود را گذرانده باشند، می توانند تحت شرايطی آزاد شوند.

کاظم دارابی، از سوی دادگاهی در آلمان به عنوان متهم ماجرای قتل دکتر صادق شرفکندی، رهبر وقت «حزب دموکرات کردستان ايران» و سه نفر از دستياران وی، دستگير و به حبس ابد محکوم شده بود.

صادق شرفکندی، پس از قتل دکتر عبدالرحمان قاسملو، به عنوان رهبر حزب دموکرات کردستان ايران برگزیده شده بود. وی در پاييز سال ۱۹۹۲ به برلين، پایتخت آلمان دعوت شده بود تا درهمايش انترناسيونال سوسياليستی شرکت کند.

شبی که او همراه با دستيارانش در رستوران «ميکونوس» برلين مشغول صرف غذا و گفت وگو بود، به ناگهان تيمی از مهاجمان مسلح به انواع سلاح های خودکار به رستوران هجوم برده و او و سه نفر ديگر از ناراضيان کرد را به قتل رساندند.

در حکم دادگاه ميکونوس آمده است که آخرين رايزنی های «تروريست ها» برای انجام اين قتل، در منزل کاظم دارابی انجام شد.

دادگاه آلمان، متهمان اين حادثه را ماموران اعزامی از سوی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی معرفی کرد و در حکم خود، شماری از سران وقت جمهوری اسلامی را به «آمريت» در اين قتل متهم کرد.

نام علی فلاحيان، وزير وقت اطلاعات ايران صريحا در آمريت اين قتل مطرح شد و حکم جلب بين المللی عليه او صادر شد.

پيش از صادق شرفکندی، دکتر عبدالرحمان قاسملو در وين (پايتخت اتريش) کشته شد. حزب دموکرات کردستان ايران، همواره اين قتل را نيز به جمهوری اسلامی نسبت داده است.   

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 22:26  توسط من  | 

چیزی که در زیر می خوانید  مصاحبه روزنامه اعتماد است با محسن آرمین سخنگوی مجاهدین انقلاب اسلامی در مورد هدف های اصلاح طلبان در انتخابات مجلس:

 

گروه سياسي،ايرج جمشيدي- کيوان مهرگان ؛آيا سران حزبي داخل در نظام جمهوري اسلامي حاضرند با يکديگر سر ميز مذاکره بنشينند و براي برون رفت از وضعيت فعلي راهکاري بينديشند؟ اين سوالي است که روزنامه اعتماد در نظر دارد آن را طي يک سلسله مصاحبه هايي با شخصيت هاي سياسي مطرح و بانفوذ در ميان بگذارد تا پاسخ آنان را براي اطلاع افکار عمومي منتشر کند. در اين رابطه ترجيح داديم ابتدا به سراغ يکي از جريان هاي سياسي بانفوذ و قديمي نظام جمهوري اسلامي يعني سازمان مجاهدين انقلاب برويم تا پاسخ آنان را به اين سوال بشنويم. محسن آرمين سخنگوي سازمان مجاهدين به درخواست «اعتماد» پاسخ مثبت داد اما در عين حال برخي پيش شرط ها را هم مطرح کرد چرا که به گفته او پيشتر هم تلاش هايي براي تعامل احزاب اصلاح طلب و اصولگرا به عمل آمده است اما يا به نتيجه يي نرسيد يا اينکه در همان مراحل مقدماتي متوقف ماند. آرمين معتقد است چون زمينه ها و پيش شرط هاي چنين تعاملي فراهم نبود بنابراين هدف مورد نظر هم محقق نشد. با اين وجود آرمين تاکيد دارد اين گفت وگوها صورت بپذيرد چرا که شرايط کشور ويژه است و احزاب هم راهي ندارند مگر اينکه براي برون رفت از اين وضعيت دور هم بنشينند و راهکاري پيدا کنند. آرمين مي گويد زمان مچ گيري نيست و بايد فکري کرد. مصاحبه «اعتماد» را با آرمين بخوانيد.

---

-سناريويي که براي حضور اصلاح طلبان در انتخابات قابل تصور است، اين است که گروه هاي اصلاح طلبي مانند سازمان مجاهدين و جبهه مشارکت نامزدهايي را براي انتخابات معرفي مي کنند و مانند ادوار گذشته ردصلاحيت مي شوند، مدتي اعتراض مي کنند، انتخابات برگزار مي شود و بعد همه چيز فراموش مي شود تا انتخابات بعدي. در اينجا سوالي که مطرح مي شود اين است که سازمان مجاهدين به عنوان يکي از تشکل هاي اصلاح طلب براي پيشگيري از عملي شدن و تکرار چنين سناريويي در اين انتخابات آيا تاکتيک جديدي در پيش دارد؟

نکاتي که شما به آن اشاره کرديد، محدوديت هاي جدي اصلاح طلبان در انتخابات است و در يک کلام مي توانم بگويم فقدان رقابت عادلانه و يک انتخابات کاملاً آزاد محدوديت هاي ما در انتخابات است. بنابراين ما بايد بتوانيم در چارچوب همين محدوديت ها کار را تدبير کنيم و رقابت خودمان را سامان بدهيم. چاره يي جز اين هم نداريم.

-چرا؟

چون اصول و مباني اصلاح طلبانه اين را به ما مي گويد. علاوه بر اين در کنار اين محدوديت ها امکاناتي هم داريم. ظرفيت هايي داريم که بايد از آنها استفاده کنيم.

-چه ظرفيت هايي؟

به نظر من اصلاح طلبان ظرفيت هايشان در دو بخش قابل تحليل و ارزيابي است؛ نخست در سطح گروه هاي اصلاح طلب و ظرفيتي که اين گروه ها مي توانند از خودشان نشان دهند.

-براي چه چيزي؟

براي عمل هماهنگ و عمل ائتلافي.

-و ظرفيت دوم؟

اعتبار اصلاح طلبان در سطح جامعه است. اين دو از عواملي است که ما مي توانيم رويشان حساب باز کنيم.

-يعني از اين دو سطح شما وضعيت مطلوبي داريد؟

دقيقاً. چون علاوه بر تجارب گذشته که اصلاح طلبان داشتند به خصوص بعد از تجربه انتخابات نهم رياست جمهوري، دغدغه هاي مشترکي در سطح نخبگان و به تبع آن در سطح اصلاح طلبان نسبت به وضعيت کنوني وجود دارد. نگراني هايي که همه دارند مويد وضعيت ويژه يي براي کشور است و همين نگراني ها زمينه ايجاد عمل هماهنگ بين اصلاح طلبان را خيلي آماده کرده است. طبعاً عملکرد جريان حاکم در اين قضيه خيلي موثر بوده است. يعني بخشي از وضعيت موجود اصلاح طلبان مرهون عملکرد جريان حاکم است. اين را بايد صادقانه اعتراف کرد. طبعاً تجربيات گذشته هم مقداري در مواجهه با موانعي مانند ردصلاحيت ها ما را آبديده کرده است. بنابراين کتمان نمي کنم که ما در اين زمينه خيلي مشکل داشته باشيم. کافي است نگاهي واقع بينانه به عرصه رقابت انتخاباتي و محدوديت هايي که وجود دارد، داشته باشيم. ما مي توانيم خواسته هاي حداکثري نداشته باشيم. ما مي توانيم اين وضعيت را تدبير کنيم چون ردصلاحيت ها واقعيتي است که تا زمان نهادينه شدن يک انتخابات آزاد بايد با آن تعامل کنيم. ما بر اين نظريه هستيم که از يک طرف بايد هزينه ردصلاحيت ها را بالا برد و از طرف ديگر به گونه يي روند را مديريت کرد که ردصلاحيت ها باعث حذف يک جريان از عرصه رقابت نشود. بنابراين مي توانيم نامزدهايمان را در لايه هاي مختلف تعريف کنيم. به همين دليل هم است که سازمان همه را به ثبت نام دعوت کرده و معتقد است هر کس که شرايط کانديداتوري دارد حتماً بايد در اين دور ثبت نام کند. از آن طرف ستادي هم تشکيل شده است که در واقع ستاد ائتلاف است و همه گروه ها هم پذيرفته اند که مساله فهرست انتخاباتي در اين ستاد نهايي شود. چون آن دغدغه هايي که عرض کردم، گروه هاي اصلاح طلب را به اين نتيجه رسانده است که از خواسته هاي حداکثري دست بردارند و مصالح ائتلاف را بر مصالح حزبي و گروهي خودشان مقدم بدانند. بنابراين من فکر مي کنم در اين بخش با يک مانع حاد و غيرقابل عبور روبه رو نيستيم. تا آنجا که به سازمان مجاهدين مربوط است تمام کساني که در سازمان عضو هستند يا طرفدار سازمان هستند و شرايط ثبت نام را هم دارا هستند، بدون آنکه توجه داشته باشند ردصلاحيت مي شوند يا نمي شوند.

-هدف تان چيست؟

ما نمي توانيم در مرحله ثبت نام خودمان ملاحظات شوراي نگهبان را در نظر بگيريم. ما با برخي توصيه ها مبني بر اينکه کساني که احتمال ردصلاحيت شان بالا است اقدام به ثبت نام نکنند، به شدت مخالفيم چون خودداري از ثبت نام در واقع پذيرش منطق ناعادلانه ردصلاحيت ها است. اقدام به اين کار يعني اينکه ردصلاحيت ها را پذيرفته ايم و تسليمش شده ايم، در حالي که بنا نيست اصلاح طلبان چيزي را بپذيرند.

- خب بعد از ثبت نام با ردصلاحيت ها مواجه مي شويد؟

تلاش ما اين است که اين ردصلاحيت ها به حداقل برسد، با تمام تدابير سياسي که مي شود انجام داد.

- اگر ردصلاحيت ها گسترده باشد؟

به فرض که ردصلاحيتي در لايه يي صورت بگيرد، مهم نيست.

- چرا؟

چون در اين مرحله، مساله ما مصالح و منافع عالي کشور است و فکر مي کنيم که تامين منافع و مصالح ملي راهش در اين است که اصلاح طلبان مجلس را به دست بگيرند يا در مجلس حضور جدي داشته باشند تا بتوانند کشور را از وضعيتي که به آن گرفتار شده است، نجات دهند. در اين ميان ديگر مهم نيست کدام اصلاح طلب به مجلس برود، مهم اين است که اصلاح طلبان حضور جدي در مجلس داشته باشند. بنابراين نگاه ما به اين مرحله نگاهي ملي است.

- آنچه شما تاکنون توضيح داديد درباره وضع داخلي گروه هاي اصلاح طلب بود. درباره ظرفيت دومي که سطح جامعه است، تحليل شما چيست؟

در سطح جامعه من نظرم اين است که اصلاح طلبان وضع مطلوبي دارند. تجربه سه سال گذشته براي جامعه ما تجربه مغتنمي بوده است. ما در انتخابات هفتم با يک نوع قهر در سطح جامعه روبه رو بوديم؛ قهري که از سر اعتراض بود. بنابراين جامعه نسبت به انتخابات حساسيت و واکنشي نشان نمي داد. گرايش هاي آوانگارد و راديکال هم در بخش هايي از نخبگان خيلي داشتيم اما تجربه اين دو سه سال جامعه ما را مقداري واقع بين کرده است. بنابراين تصور مي کنم جامعه موضعي که در قبال انتخابات مجلس هفتم داشت در قبال انتخابات آينده نخواهد داشت و ما با يک حضور بسيار گسترده تر از مجلس هفتم مواجه خواهيم بود و اين امتياز مثبتي است که اصلاح طلبان از آن برخوردار هستند. لذا به رغم تمام علائم منفي که ما در افق سياسي کشور مشاهده مي کنيم، من افق انتخابات را افق تاريکي نمي بينم و فکر مي کنم فرصت خوبي خواهد بود براي جامعه ايراني و جريان اصلاحات. البته اين ارزيابي من است و شايد خيلي خوش بينانه باشد.

- به نظر مي رسد رگه هايي از تغيير رويه نسبت به چهار سال پيش در نوع مواضع شما احساس مي شود؛ آنجا که مي گوييد ما واقع بينانه تر عمل مي کنيم يا اينکه ردصلاحيت ها واقعيتي است که بايد با آن تعامل کنيم. مي خواهيم بدانيم اين واقع بيني يا واقع گرايي چگونه مي خواهد عملي شود. آيا معناي ديگر اين حرف شما اين است که حاضريد براي اينکه نيروهاي وابسته به تشکيلات اصلاح طلبان تاييد صلاحيت بشوند ولو به صورت تاکتيکي هم شده از معرفي چهره هايي که احتمال ردصلاحيت شان وجود دارد، خودداري کنيد؟

به هيچ وجه. تا آنجا که به سازمان مربوط است ما اصل را بر شرکت فعال در انتخابات گذاشته ايم و بدون استثنا در تمام کنگره هايمان اعلام کرديم. چون فکر مي کنيم مبناي حرکت اصلاح طلبانه شرکت فعال در انتخابات است. ضمن اينکه وضعيت و شرايط گروه ها و جريان هاي سياسي به گونه يي است که هيچ روشي مناسب تر از اين روش را نمي توانيم مبناي کار قرار دهيم. زماني فضاي سياسي کشور به گونه يي بود که مجموعه اصلاح طلبان مي توانستند براي تحميل يک انتخابات آزاد ابتکارهاي موثري به خرج دهند. اگر گروه هاي اصلاح طلب اين ظرفيت را داشتند که مي توانستند اعلام کنند که در صورت ردصلاحيت هاي ناموجه و غيرقانوني در انتخابات شرکت نخواهند کرد، فکر مي کنم عامل موثري بود. اگر ما ظرفيت اين را داشتيم، قطعاً مي توانستيم برگزاري يک انتخابات سالم را به آقايان تحميل کنيم. لذا ما بايد براساس ظرفيت ها و توانايي هايمان اقدام کنيم.

با توجه به اين ظرفيت ها و توانايي ها من فکر مي کنم مناسب ترين شيوه، شرکت فعال در انتخابات است. ما تنها در انتخابات مجلس هفتم بود که گفتيم در انتخابات شرکت نمي کنيم. آن موقع دلايل مان هم روشن بود چون انتخابات مجلس هفتم واقعاً انتخابات نبود.

- در همان انتخابات گروهي از نامزدهاي اصلاح طلبان توانسته بودند تاييد صلاحيت شوند؟

به نظرم باز هم اتفاقي نمي افتاد. ما هميشه اعلام کرده ايم در انتخاباتي شرکت مي کنيم که داراي حداقل شرايط رقابتي باشد و نه انتخاباتي که هم رئيس مجلس و هم رئيس جمهور وقت اعلام کردند تکليف 190 کرسي آن از قبل معلوم است. اينکه ديگر اسمش انتخابات نيست. لذا ما نمي توانستيم در اين انتخابات باشيم. ما در انتخابات مجلس مشکل مان ردصلاحيت چهره هاي شاخص نبود. همان زمان به دوستاني که خواهان پايان تحصن بودند اعلام کرديم نمايندگاني که ردصلاحيت شدند خواهان تاييد صلاحيت خود نيستند، اما مساله اين بود که تمام لايه هاي جريان اصلاح طلب حذف شده بود. فضاي سياسي هم به گونه يي رقم خورده بود که حضور ما در انتخابات نمي توانست يک انتخابات رقابتي را تشکيل بدهد. کمااينکه شرکت برخي از اصلاح طلبان که به حمايت سازمان هم نياز نداشتند چون کاملاً شناخته شده بودند منجر به پيروزي شان نشد. چرا راي نياوردند، به خاطر اينکه فضا شبيه انتخابات نبود، جامعه سرخورده بود و همه لايه هاي اصلاح طلبي را حذف کرده بودند. الان هم واقعاً اگر شرايطي باشد که حداقل شرايط را نداشته باشد ما توصيه يي به شرکت در انتخابات نمي کنيم.

- اين تحليل در بين نيروهاي رقيب وجود دارد که مجلس هشتم با اقليت قوي اصلاح طلب تشکيل مي شود اما اکثريت همچنان در دست اصولگرايان خواهد بود. آيا چنين پيش بيني را مي پذيريد؟

اجازه بدهيد اين را هم اضافه کنم که وقتي مي گويم واقع بينانه تر شده ايم، اين فرق مي کند با پذيرش منطق طرف مقابل. عرض من اين بود که اصلاح طلبان به دليل پايبندي به اصول و مباني اصلاح طلبي نمي توانند منطق و ضوابطي را بپذيرند که با اصل اصلاح طلبي در تقابل و تعارض است. ما تحت هيچ شرايطي نمي توانيم تاييد کنيم و صحه بگذاريم روي اصل استصوابي نظارت و ردصلاحيت ها. بنابراين با توصيه هايي مبني بر اينکه چهره هاي شاخص به اين دليل که ممکن است ردصلاحيت شوند پس ثبت نام نکنند، به شدت مخالفيم.


- چرا؟
ما که حرف از حاکميت قانون مي زنيم چرا بايد چنين منطقي را بپذيريم؟

- شايد اين حسن نيت تلقي شود.

عرض من اين است عدم شرکت چهره هاي شاخص چه دلالتي بر حسن نيت دارد؟

- اگر به زاويه فکري طرف مقابل نگاه کنيد شايد بشود اين موضوع را فهميد؟

بسيار خب، حالا من مي پرسم چرا اين قانون شامل طرف مقابل نشود؟ خب آنها هم چهره هاي شاخص را به ميدان نياورند.

- اين صرفاً طرح مساله است که در برخي محافل سياسي وجود دارد. مثلاً عنوان مي کنند که اينها تندروي هايي خارج از مصالح نظام انجام دادند و بهتر است نيايند؟

پس نه به خاطر اينکه ردصلاحيت مي شوند چون چهره هاي شاخص هستند، طرف مقابل ارزيابي شان اين است که اين چهره ها ساختارشکني مي کنند. من عرض مي کنم آيا ما خودمان قبول داريم که ساختارشکن هستيم و خلاف مصالح نظام حرکت مي کنيم؟ اين منطق طرف مقابل را اگر شما بپذيريد اصلاً راي منفي به خودتان داده ايد و به نظر من اين يک انتحار سياسي است. يعني ما پذيرفتيم که ساختارشکن هستيم و خلاف مصالح نظام حرکت مي کنيم. اتفاقاً ما مدعي هستيم کاري که داريم مي کنيم به نفع کشور است. ما حرف مان اين بوده است که رفتن پرونده ايران به شوراي امنيت مصالح کشور را با چالش مواجه مي کند. صدور قطعنامه مصالح کشور را با چالش مواجه مي کند.

بستن فضاي سياسي، ايران را زير تبليغات منفي دنيا قرار مي دهد. سياست هاي راديکال کشور را مقابل فشارهاي بي دليل قرار مي دهد. آنهايي که اين کارها را کرده اند و با روش هاي تند دارند عمل مي کنند، آنها هستند که برخلاف منافع نظام حرکت مي کنند. دليلش هم همين وضعيت موجود است. چرا راه دور برويم؟

مگر همين اتفاقاتي که الان مي افتد به نفع کشور است؟ صدور سه قطعنامه در شوراي امنيت مگر به نفع کشور است؟ اينکه نيروگاه بوشهر را نيمه کاره رها کرده اند، تمام معاملات و همکاري سياسي قطع شده، روند جذب سرمايه خارجي به کشور قطع شده، پول نفتي که دارد هدر مي رود مگر به نفع کشور است؟ ما معتقديم که چهره هاي طرف مقابل تندرو هستند.يک زماني دو طرف آمادگي شان را براي مصالحه اعلام مي کنند و فرضاً مي خواهند به يک آشتي ملي برسيم، آن وقت مي توان گفت هر دو طرف مي پذيرند از يکسري حقوق خودمان صرف نظر کنيم. فرض کنيم اصلاً شوراي نگهبان در عرصه سياسي دخالت نمي کند. دو طرف دور ميز مذاکره مي نشينيم، با هم به توافقاتي مي رسيم، مستقل از اينکه نظارت استصوابي وجود دارد يا نه. تحليل سياسي دو جناح اين است که اگر درگيري هاي سياسي تقليل پيدا کند کشور به سمت وضعيت بهتري حرکت مي کند. اگر دو جناح چنين تحليلي داشته باشند و مورد توافق هر دو طرف باشد، بله مي شود توافق کرد که اين چهره ها از اين طرف و آن چهره ها هم از آن طرف نامزد نشوند. اگر چنين منطقي وجود داشته باشد خيلي خوب است.

- يعني در چارچوب يک مصالحه ممکن است شما اين را بپذيريد؟

بايد واقع بينانه صحبت کنيم و ببينيم در اين شرايط مساله کشور مساله رقابت سياسي يا درگيري حاد سياسي بين دو جريان اصلي کشور است؛ يعني آنچه کشور را به اينجا رسانده درگيري هاي سياسي دو جريان با هم است؟ اگر اين تحليل درست باشد و هر دو جناح به آن برسيم، بله مي شود مصالحه کرد مثلاً فرض کنيد در کشور لبنان گروه هاي سياسي با هم درگير شده اند و عرصه سياسي به خاطر انتخاب رئيس جمهور قفل شده است، نمي توانند به توافق برسند اينجا جاي آشتي ملي است. اما مگر اکنون وضعيتي که ما داريم حاصل رقابت دو طرف است.

در اين دو، سه سال اصلاح طلبان چه چالش و رقابتي داشته اند. تمام کشور از قواي مقننه، مجريه و قضائيه تا رسانه ها ، همه و همه در اختيار آقايان بوده است و هر کاري که خواسته اند انجام داده اند. اگر قرار است تجديدنظري بشود، در عملکرد آقايان است. انتقادي که من به آقاي لاريجاني دارم همين است که مگر چه مشکلي پيش آمده که فکر مي کنيد آشتي ملي مي تواند آن را حل کند. مگر ما در اين سياست ها و عملکردي که کشور را به اينجا رسانده نقشي داشته ايم؟

- شما فرض را بر اين بگذاريد که وقتي نتايج سياست هايشان مشخص شد آماده هستند شرايط را براي تغيير سياست ها فراهم کنند و در اين چارچوب از شما کمک مي خواهند.

اين ديگر ربطي به چهره هاي شاخص ما ندارد. چون اولاً من بر اين باور نيستم که يکدست بودن حاکميت موجب بروز اين مشکل شده چرا که نتيجه حاکميت يکدست لزوماً به بحران کشيدن کشور نيست. در دوره اصلاحات هم مجلس و دولت يکي بود. تصميم گيري که مي شد عمدتاً با رويکرد اصلاح طلبانه بود. اما کشور نه تنها به بحران نرسيد بلکه موفق هم شد. اين را هم اضافه کنم که ما بر اين باوريم که مسائل کشور آنقدر جدي است که جاي هيچ مچ گيري نيست. آقايان وقتي گفتند مي خواهند بروند با امريکا مذاکره کنند، استقبال کرديم چون فکر مي کنيم الان شرايط براي مچ گيري مهيا نيست. علاوه بر اين هيچ علائمي از آنچه شما براي مصالحه بيان مي کنيد ديده نمي شود.

- ولي علائمي وجود دارد.

من مي گويم نيست. مثلاً آقاي لاريجاني يک فرد است که استعفا داده و کنار آمده است. فهميده سياست هايش چه بوده و يک حرف هايي مي زند. شما وضعيت يکي، دو هفته اخير را ببينيد، حملاتي که از طرف تمامي جريان هاي مخالف اصلاحات مي شود از موتلفه بگيريد تا شخص رئيس دولت عليه مجلس ششم، خاتمي، هاشمي، گفت وگوي تمدن ها، دستاوردهاي اقتصادي دوران اصلاحات در مورد جاسوس هسته يي کجايش نشانه مثبت است که آقايان متوجه شده باشند. سياست هايشان اشتباه است و حالا مي خواهند برگردند و بيايند سراغ يک آشتي ملي. اگر آقاي لاريجاني آشتي ملي را در موقعي که دبير عالي شوراي امنيت ملي بود مطرح مي کرد، روي حرفش مي شد حساب کرد اما الان با چه اعتباري اين موضع را مطرح مي کند؟،

بنابراين اگر واقعاً اينگونه است که شما بيان مي کنيد و مي خواهند شرايط را درست کنند و نظرشان اين است که فضاي انتخابات را باز کنند، بيايند و به صورت علني اعلام کنند.

- آنچه شما مي خواهيد به يک ساز و کار احتياج دارد. انتظار اينکه اين تحولات دفعتاً اتفاق بيفتد، به نظر خيلي واقع بينانه نيست. بياييد با خوش بيني نگاه کنيم و فرض را بر اين بگيريم که به رغم اين نشانه هاي ظاهري آنها باطناً خواهان تغيير در وضعيت کنوني هستند، شما بياييد به عنوان حسن نيت شرايط خود را اعلام کنيد. بگوييد با چه شرايطي حاضريد با طرف مقابل مذاکره کنيد. آيا اساساً شما براي مذاکره آماده هستيد؟

بله براي مذاکره آماده ايم. اما شما نگاه کنيد چه کسي دارد نفي مي کند؟ ما موتلفه را براي کنگره دعوت مي کنيم، آنها بيانيه مي دهند و مي گويند نامشروع هستيد و نمي آيند. بنابراين ما هميشه از گفت وگو و مذاکره با گروه ها و جريان هاي سياسي استقبال مي کنيم. ما معتقديم بخش محافظه کار جناح مقابل از وضعيت موجود دل خوشي ندارد. تحليل ما هم اين است اما آنها به خاطر «رودربايستي» که با قدرت دارند نمي توانند از اين ائتلاف خارج شوند، در ثاني آنها فکر مي کنند اگر بخواهند از ائتلاف با آنها خارج شوند بايد هزينه سنگيني بپردازند والا فشاري که از طرف طيفي از همفکران تندروشان به آنها وارد مي شود، فشار کمي نيست. ما اين را درک مي کنيم. اتفاقاً از اين زاويه خواهان گفت وگو و مذاکره هستيم.

- اگر خوب نگاه کنيم مشخص است اين تعامل اتفاق افتاده. تعامل و روابط گروه هاي اصلاح طلب با طيف حاميان هاشمي رفسنجاني به رغم اختلاف مباني که ممکن است داشته باشند نمونه خوبي است.

حجم و سطح تهديد ها تا سقف مصالح و منافع ملي پيش رفته و به نظر مي آيد الان بايد دايره اتحاد و عمل هماهنگ را در سطح ملي گسترش داد. آقاي هاشمي و طرفدارانشان که کارگزاران باشند جاي خود دارد، من عرض مي کنم ما با موتلفه هم مي توانيم مذاکره کنيم چون فکر مي کنيم در شرايطي که منافع و مصالح ملي در معرض تهديد قرار گرفته همه آنهايي که در پايبندي به منافع ملي مشترک هستند، مي توانند کنار هم بنشينند و چاره انديشي کنند.

ما بر اين باوريم که يک تفکر خاص و يک جريان مشخص براي کشور مشکل درست کرده است؛ مساله يي که نه عقلاي راست مي توانند بپذيرند، نه اصلاح طلبان. در واقع هيچ نيرويي در کشور نمي تواند اين را بپذيرد.

- به هر حال سوال هنوز باقي است. آيا شما حاضريد در چارچوب يک مذاکره از معرفي برخي چهره ها به عنوان کانديدا صرف نظر کنيد؟

بنده نمي توانم اين را از طرف حزب و گروهم بگويم ولي شخصاً عرض مي کنم که از طرف خودم اين مساله قابل فکر و تامل است که ما بياييم با بخش جناح محافظه کار بنشينيم و سر راه حل براي برون رفت از اين وضع کنوني به تعامل برسيم که به اعتقاد من يک بخش اين تعامل آزادي انتخابات مجلس است که اگر چنين بلوغ سياسي در کشور وجود داشته باشد به نظر من افتخارآميز است.

- ولو اينکه در اين توافق برخي چهره هاي اصلاح طلب هم به هر دليلي در انتخابات حضور پيدا نکنند؟

توافق مي کنيم. اگر واقعاً خالصانه و صادقانه است، به هر نتيجه مشترکي که رسيديم به آن عمل مي کنيم. لازمه رسيدن به چنين مرحله يي هم آن است که مفروضاتي که شما بيان مي کنيد، واقعي باشد يعني دو طرف قبول کنند که کشور در چنين وضعيتي قرار دارد و در ادامه آن واقعاً آماده باشند از منافع حزبي و ديدگاه هاي حزبي خودشان بگذرند براي اينکه کشور را نجات دهند.

- اما اگر به اظهارات آقاي خاتمي، هاشمي و لاريجاني نگاه کنيد متوجه اين مي شويد. هاشمي مي گويد شرايط ويژه است، خاتمي مي گويد شرايط حساس است، لاريجاني مي گويد شرايط مهم است. اينها همه در يک چارچوب و يک جنس است.

قطعاً اين گونه است. در صورتي که اين روند ادامه پيدا کند مطمئنم که آقاي حبيبي و عسگراولادي هم به همين صراحت موضع مي گيرند. از امروز تا انتخابات دو ماه ديگر وقت داريم. اگر امروز فکر مي کنيد اين شرايط فراهم است موتلفه بيايد اعلام کند مثل آقاي رفسنجاني. اما مطمئن باشيد اين آقايان به دليل رودربايستي هايي که دارند و به اين دليل که احساس مي کنند هزينه سنگيني بايد بپردازند، حاضر نمي شوند به سادگي اين کار را انجام بدهند، اما بدانيد اگر جريان محافظه کار مثل آقاي هاشمي اعلام کند و بپذيرد شرايط کشور ويژه است و حاضر شود براي علاج اين وضعيت گفت وگو کند تصور من اين است که عرصه سياسي کشور دستخوش يک انقلاب شده و راه براي حل بسياري از مسائل باز مي شود.

- خب چرا همين را در يک ساختار سازماني و منظم درنمي آوريد تا به يک جمع بندي برسيد؟

من ارزيابي شما را نسبت به اين مساله خوش بينانه مي بينم. اصل ديدگاه شما را قبول دارم. اينکه ما داريم به اين سمت مي رويم درست است حتي ما در قطعنامه پاياني کنگره اخيرمان همين را تحليل کرديم. يعني جريان راست هم احساس مي کند در اين روند باخته است؛ نه در مورد کل کشور در مورد خودش. چون الان يک نقش حاشيه يي پيدا کرده است. از اين گذشته وضعيت کشور هم به لحاظ داخلي و خارجي به گونه يي است که جريان محافظه کار نمي تواند آن را تاييد کند. لذا اين ماجرا دارد به اين سمت مي رود که اختلاف ميان جريان اصولگرا هر روز شديدتر شود تا اينکه فرآيند به يک افتراق کامل برسد. اما اينکه امروز اين فرآيند به حدي رسيده است که زمينه يک گفت وگوي بين الاحزابي را بين اصلاح طلبان و محافظه کاران فراهم کند و اين فرآيند به مرحله يي رسيده است که محافظه کاران حاضر شوند به صراحت نگراني خودشان را از وضعيت موجود اعلام کنند و سياست هاي موجود را به نقد بکشند به نظر من «نه»، ما هنوز به اينجا نرسيده ايم و در يکي دو ماه آينده هم به اينجا نخواهيم رسيد. چون متاسفانه جريان محافظه کار به خاطر عمق تحليلي که دارد و تجربه و سابقه و ريشه يي که در عرصه سياسي دارد مي تواند واقعيات را درک کند اما آن ظرفيت لازم را به لحاظ مناسبات خاصي که در آن قرار گرفته نمي تواند از خودش نشان بدهد. امروز شما برويد با آقاي عسگراولادي و حبيبي صحبت کنيد. اگر آنها اعلام کنند آماده گفت وگو هستند ما هم آماده ايم.

- ما با آقاي جواد لاريجاني که صحبت کرديم تا حدودي چنين چيزي را پذيرفته است.

ما به دو دليل اين حرف ها را جدي نمي گيريم. نخست اينکه ايشان بعد از اينکه از قدرت افتاده اين حرف را مي زند.

- ما با جوادآقا گفت وگو کرده ايم.

آقاي جواد لاريجاني الان چه کاره است، چه جايگاهي دارد؟

- به هر حال يکي از نظريه پردازان آن جناح است.

نظريه پرداز است اما جايگاه خاص و ويژه يي در جريان هاي سياسي موجود در جناح راست ندارد. درباره علي لاريجاني هم اين پرسش هست؛ چرا وقتي در قدرت بود اين حرف را نزد؟

در پي انتشار برخي اخبار درباره بازداشت شماري از دانشجويان منتشر شد
اطلاعيه وزارت اطلاعات درباره دستگيري هاي اخير

گروه سياسي؛در شرايطي که منابع خبري، از دستگيري هايي در دانشگاه هاي سراسر کشور طي هفته گذشته خبر داده اند، وزارت اطلاعات با صدور بيانيه يي اعلام کرد «تعدادي اخلالگر» دستگير شده اند که «با استفاده از کارت جعلي دانشجويي به قصد برگزاري تجمع غيرقانوني مقابل دانشکده فني دانشگاه تهران، وارد دانشگاه شده بودند.»روابط عمومي وزارت اطلاعات در بيانيه خود به تعداد بازداشت شدگان و تاريخ دستگيري آنها اشاره يي نکرده، ولي تصريح کرده است؛«افراد دستگير شده توسط گروهي از معاندين نظام و جريانات سياسي اعزامي از شهرهاي مختلف فراخوانده شده بودند تا ضمن راه اندازي اجتماع غير قانوني، درگيري ايجاد کنند و فضاي علمي - فرهنگي دانشگاه را به آشوب و اغتشاش بکشانند.»به گزارش خبرگزاري مهر وزارت اطلاعات با بيان اينکه «آشوبگران از قبل اقدام به تهيه تير و کمان، جمع آوري سنگ و ساخت نارنجک هاي صوتي کرده اند»، افزوده است؛«از دستگيرشدگان مقادير قابل توجهي نشريات موهن، کتب ضاله، اعلاميه هاي حاوي توهين به مقدسات و مشروبات الکلي کشف و ضبط شده است.»جمعي از دانشجويان قرار بود سه شنبه هفته گذشته، 13 آذرماه در مقابل دانشگاه تهران به مناسبت روز دانشجو تريبون آزاد برگزار کنند. در همين رابطه نيز بنا بر گزارش هاي منتشر شده، نزديک به 27 نفر در شهرهاي مختلف از جمله مازندران، شيراز، اهواز و تهران بازداشت شده اند.به رغم اين مسائل، طي يک هفته گذشته، دانشگاه هاي سراسر کشور، صحنه برگزاري مراسم متنوع دانشجويي در بزرگداشت 16آذر (روز دانشجو) بود. همچنان که دانشگاه هاي کرمان، مازندران، شيراز، آزاد تبريز، آزاد نجف آباد، همدان، زاهدان، زابل و آزاد کرمانشاه به تداوم محدوديت ها در فضاي دانشگاه ها اعتراض داشتند. شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت (طيف علامه) نيز متعاقب اعلام قبلي، ظهر ديروز در دانشگاه تهران تجمع و تريبون آزاد دانشجويي برگزار کرد.در نخستين ساعات برگزاري تجمع «دانشگاه، آخرين سنگر آزادي» تعداد زيادي از دانشجويان که بالغ بر هزار و 500 نفر گزارش شده است، در آن شرکت کردند. اين تعداد در شرايطي بود که جمع زيادي نيز در پشت درهاي بسته باقي مانده بودند. به گزارش منابع خبري، نيروي انتظامي هم از ساعت 8 صبح به منظور برپايي نظم مراسم در خيابان هاي اطراف دانشگاه تهران مستقر بود. دانشجويان حاضر در مراسم ابتدا با تجمع در صحن دانشکده حقوق به سمت دانشکده فني دانشگاه تهران که قرار بود تجمع و تريبون آزاد در اين مکان برگزار شود، حرکت کردند. آنها در حالي که پلاکاردهايي در دست داشتند، مطالبات خويش را مطرح مي کردند. اين درخواست ها طيف متنوعي از مسائل صنفي تا آزادي دانشجويان، لغو احکام کميته هاي انضباطي، اجازه فعاليت به انجمن هاي اسلامي و امثال اين موارد را در بر مي گرفت. دانشجويان سپس در صحن دانشگاه راهپيمايي کردند تا به در 16آذر دانشگاه تهران رسيدند. در اين محل تعداد زيادي از دانشجويان نيز قصد ورود به تجمع را داشتند که با راهپيمايي دانشجويان به سمت اين در، امکان ورود ديگراني که پشت در مانده بودند، فراهم شد. جمعيت حاضر در ادامه به سمت در خيابان قدس حرکت کردند و آنگاه در حالي که به جمعيت آنها افزوده مي شد، دوباره به سر در دانشکده فني بازگشتند. با مراجعه مجدد آنها تريبون آزاد «دانشگاه، آخرين سنگر آزادي» آغاز شد.آن گونه که دفتر تحکيم وحدت قبلاً در بيانيه اعلام برنامه مراسم روز دانشجو عنوان کرد، محورهاي پنجگانه اين تجمع تلاش براي صلح، دفاع از آزادي هاي آکادميک و اعتراض به گسترش فضاي محدوديت، حمايت از دانشجويان در بند و درخواست آزادي آنها و نقد سياست هاي دولت نهم بود.

سخنرانان تريبون آزاد نيز در همين پنج محور به ايراد سخن پرداختند و از جمله به سفر «محمود احمدي نژاد» به دوحه قطر با توجه به انتشار بيانيه گستاخانه اجلاس کشورهاي عربي عضو شوراي همکاري خليج فارس انتقاد کردند.

سخنرانان نمايندگاني از دانشگاه ها و تشکل هاي مختلف دانشجويي بودند که بر اجرايي شدن مطالبات دانشجويي پاي فشردند. در خلال صحبت هاي سخنرانان، ناگهان در ميان حاضران در تجمع، خبري منتشر شد مبني بر اينکه «علي نيکونسبتي» عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت آزاد شده است. اعلام اين خبر که يکي از خواسته هاي محوري تجمع بزرگ دانشجويي در دانشگاه تهران بود، موجي از شادي در ميان دانشجويان تجمع کننده ايجاد کرد.

مراسم دانشجويي در سراسر کشور

اما تجمعات برگزار شده به مناسبت روز دانشجو در ساير دانشگاه هاي کشور، تاکنون خبر خوشحال کننده يي براي آنها به دنبال نداشته است. چنانکه پنجشنبه گذشته دانشجويان دانشگاه آزاد نجف آباد در اعتراض به محدوديت هاي ايجاد شده در آن دانشگاه، از مراجعه به سلف غذاخوري خودداري کردند. حدود 500 نفر از دانشجويان دانشکده فني - مهندسي نجف آباد دلايل خود را براي اين حرکت اعتراضي، ايجاد يکسري محدوديت ها، دفاع از آزادي بيان و حمايت از حقوق ساير دانشگاه ها عنوان کردند. همچنين در همين روز نزديک به هزار نفر از دانشجويان دانشگاه بوعلي سيناي همدان سومين روز تجمع خود را پشت سر مي گذاشتند. آنها در مقابل در پلمب شده انجمن اسلامي منتخب دانشجويان همدان تجمع و با برگزاري تريبون آزاد، خواسته هاي خويش را مطرح کردند. پنجشنبه شب نيز در سالن آمفي تئاتر دانشگاه زابل مراسم روز دانشجو برگزار شد و بيش از 350 نفر به مدت دو ساعت به موارد مطرح شده از سوي سخنرانان در تريبون آزاد گوش فرا دادند. دانشجويان دانشگاه آزاد کرمانشاه هم در مراسمي با حضور بيش از 700 دانشجو در حيات دانشکده فني و مهندسي به محدوديت هاي اعمال شده در فضاي دانشگاه ها اعتراض کردند. دانشجويان دانشگاه تبريز نيز شنبه دومين تجمع اعتراضي خويش را برگزار کردند و اعتراضات خود را به گوش مسوولان رساندند. روز چهارشنبه گذشته، اين دانشجويان صنعتي نوشيرواني بابل بودند که در راستاي خواسته هاي دانشجويان سراسر کشور تجمعي با حضور 600 دانشجو برگزار کرده بودند.

بيانيه سازمان مجاهدين انقلاب

اما به جز دانشجويان سراسر کشور، تشکل ها و گروه هاي فعال دانشجويي نيز به مناسبت 16 آذر بيانيه هاي متنوعي صادر کردند. از آن جمله «کميته دانشجويي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي» بود که در بيانيه مفصلي به تحليل شرايط دانشگاه هاي کشور پرداخت.

در بخشي از اين بيانيه با اشاره به نقش جنبش هاي دانشجويي در برهه هاي حساس تاريخ، آمده است؛ « شرايط فعلي دانشگاه هاي کشور، چندان مطلوب نيست. گسترش دامنه اخراج و بازنشستگي اساتيد مبرز و مستقل، تنبيه، تعليق و اخراج دانشجويان منتقد، بازداشت دانشجويان، تغيير کادر هيات علمي دانشگاه ها، برنامه ريزي جدي براي تشکيل بافت دانشجويي، مشکلات فراوان صنفي و آموزشي، اعمال محدوديت جنسيتي براي ورود دختران به دانشگاه ها و در يک کلام از بين رفتن استقلال حداقلي دانشگاه ها، جلوه هايي از اين شرايط هستند.»

در ادامه اين بيانيه معضل مهاجرت نخبگان يکي از مزمن ترين دردهاي جامعه عنوان شده است که بايد به جاي تشويق بر اين امر، درمان فوري براي اين درد تجويز شود.در بخش ديگري از اين بيانيه آمده است؛ «روند ناخوشايند ديگري که با سرعت زيادي در حال گسترش است، اعمال استانداردهاي دوگانه توسط برخي از نهادهاي حامي دولت در دانشگاه هاست. اين نهادها به جاي پرسشگري و نقد که در ذات دانشجوست تبديل به دستگاه توجيه و تحسين در دانشگاه ها شده اند. براي تبيين موضوع به طرح چند سوال بسنده مي کنيم. چرا در طرح هاي آموزشي برخي نهادهاي رسمي اصول مصرح قانون اساسي و گفته هاي حضرت امام خميني(ره) در مورد عدم مداخله بسيج و نيروهاي نظامي در رقابت هاي جناحي يا سخناني از ايشان همانند «مردم در انتخابات آزادند و احتياج به قيم ندارند و هيچ فرد يا گروهي حق تحميل فرد يا افرادي را به مردم ندارد» يا «ملت و شما و هر کس آزاد است هميشه و به هر کس که مي خواهد راي مي دهد، ولو آنکه آقايان و فرض کنيد علماي حوزه علميه تهران يا قم آنها را معرفي نکرده باشند» يا «وصيت اکيد من به قواي مسلح آن است که همان طور که از مقررات نظام، عدم دخول نظامي در احزاب و گروه ها و جبهه ها است به آن عمل نمايند؛ و قواي مسلح مطلقاً، چه نظامي و انتظامي و پاسدار و بسيج و غير اينها، در هيچ حزب و گروهي وارد نشده و خود را از بازي هاي سياسي دور نگه دارند. در اين صورت مي توانند قدرت نظامي خود را حفظ و از اختلا فات درون گروهي مصون باشند و بر فرماندهان لا زم است که افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمايند. و چون انقلا ب از همه ملت و حفظ آن بر همگان است، دولت و ملت و شوراي دفاع و مجلس شوراي اسلا مي وظيفه شرعي و ميهني آنان است که اگر قواي مسلح، چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد، برخلا ف مصالح اسلا م و کشور بخواهند عملي انجام دهند يا در احزاب وارد شوند - که بي اشکال به تباهي کشيده مي شوند - يا در بازي هاي سياسي وارد شوند، از قدم اول با آن مخالفت کنند» مهجور مانده يا با عنوان مصلحت گرايي امام، زينتي بودن اين بيانات و مواد قانوني استدلال مي شود؟، چرا برخي از کساني که در دانشگاه ها ادعاي حفظ ارزش ها را دارند در برابر اتفاقي که در همايش «چه مثل چمران» افتاد، هيچ واکنشي نشان ندادند؟ چرا به هنگام طرح سوالات موهن به پيامبر اکرم(ص ) در آزمون ضمن خدمت وزارت آموزش و پرورش به غيرت آنان بر نخورد؟ چرا هنگامي که جاسوسان انگليسي با کت وشلوار اهدايي و بدرقه به خانه هايشان فرستاده شدند کساني که تا چند روز قبل قصد اشغال سفارتخانه انگليس را داشتند، اعتراضي نکردند و...؟ آيا اگر اين اتفاقات در زمان دولت اصلاحات مي افتاد باز هم سکوت، محافل آنان را دربر مي گرفت؟»

کميته دانشجويي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، در پايان از دانشجويان خواسته است؛ «با پرهيز از هرگونه افراط و تفريط و لحاظ کردن سيري عقلاني در بيان خواسته ها و انتقادات، هرگز منافع ملي را فراموش نکرده و به منظور اصلاح کاستي ها و صيانت از جمهوريت و اسلاميت نظام از تمامي امکانات موجود نظير انتخابات و گوشزد لزوم برگزاري آزاد، سالم و عادلانه آن بهره گيرند.»

منبع : روزنامه اعتماد

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 1:35  توسط من  | 

پس از گستاخی شیوخ عرب در قطعنامه پایانی اجلاس  در مورد جزایر سه گانه امروز خبر عجیب و جنجالی دیگری نیز مبنی بر رایزنی امریکا با کشورهای ساحلی خلیج فارس برای تاسيس يک سيستم هشدار دهنده و سپر دفاع موشکی برای مقابله با تهديد ايران بگوش می رسد :

رابرت گيتس، وزير دفاع آمریکا، روز جمعه خواستار تاسيس يک سيستم دفاع موشکی و هوايی در خليج فارس برای مقابله با تهديد های ايران شد.

آقای گيتس در گفت وگو با شبکه خبری الحره، شبکه ماهواره ای عربی زبان آمريکا، با اشاره به اين که «ايران هر زمان می تواند برنامه ساخت بمب اتمی خود را از سر بگيرد» گفت:«من فکر می کنم اين خيلی مهم است که فشار بر ايران ادامه يافته تا تهران برنامه توليد سلاح اتمی خود را کنار بگذارد و برنامه غنی سازی اورانيوم نیز تحت کنترل در آيد»

آيا گيتس با اشاره به همکاری نظامی آمريکا و کشورهای حاشيه خليج فارس گفت: آنها بهتر است در «يک سيستم چتر دفاع موشکی و هوايی مشترک برای حفاظت از اين منطقه همکاری کنند تا از اين طريق خطر تهديد موشکی کشوری مثل ايران را از بين ببرند».

آقای گيتس گفته است که امريکا بحث درباره اين سيستم هشدار دهنده را با کشورهای منطقه آغاز کرده است. 

در همین حال  يک مقام آمريکايی می گويد رابرات گيتس که برای حضور «کنفرانس منطقه‌ای امنيت در خليج فارس » در بحرين به سر می برد، در سخنرانی خود در روز شنبه کشور های عرب حاشيه خليج فارس را به تشکيل يک جبهه متحد در برابر ايران فرا خواهد خواند. 

سخنرانی آقای گيتس پنج روز پس از انتشار گزارش برآورد اطلاعاتی آمريکا درباره  توقف برنامه توليد سلاح اتمی ايران برگزار خواهد شد.

در گزارش ۱۶سازمان اطلاعاتی و امنيتی آمريکا  موسوم به سازمان ملی برآوردهای اطلاعاتی که روز دوشنبه منتشر شد، آمده است که جمهوری اسلامی ايران در سال ۲۰۰۳ برنامه توليد سلاح هسته ای خود را متوقف کرده است.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، درياسالار ويليام فالون، فرماندهی مرکزی ارتش آمريکا در خاورميانه، روز جمعه گفت:«رفتار آنها (ايرانی ها)  تاکنون مساله ساز بود و با عث بی ثباتی منطقه شده است و اکنون  اين (رفتار) برای ما مسئله ساز شده است».

درياسالار فالون با اشاره به «اقدامات ايران در ارسال سلاح به عراق و افغانستان و همچنين بازداشت ملوانان بريتانيايی»، گفت:«هر چه که  هرکاری که انها (ايرانی ها) انجام داده اند مساله ساز بوده است».

به گفته يک مقام امريکايی انتظار می رود در کنفرانس منطقه ای امنيت در خليج فارس در بحرين آقای گيتس کشورهای عرب را ترغيب خواهد کرد تا با همکاری و تبادل اطلاعات امنيت با تهديد ايران مقابله کنند. به گفته اين مقام امريکايی اين خطر  می توانند از نوع تهديدات « اتمی و يا موشک های باليستک » باشند.

واکنش کشورهای عربی به گزارش اطلاعاتی اخير آمريکا

 در همين حال، رهبران شورای همکاری خليج فارس، که چند روز پيش در دوحه، پايتخت قطر تشکيل شد،  از اظهار نظر در باره  برآورد اطلاعاتی جديد امريکا خودداری کردند، اما در پشت درهای بسته و در نشست های محرمانه، اين نگرانی که  اين گزارش ممکن است نشانی از رويکرد تازه در سياست آمريکا  در برخورد با ايران و برنامه اتمی آن باشد، احساس می شد.

رويترز به نقل از نيل پاتريک، عضو گروه بحران بين المللی  نوشته است:« کشورهای شورای همکاری خليج فارس می خواهند واشينگتن موضع قاطع خود را حفظ کند. انتشار برآورد اطلاعاتی، در حالی که آمريکا از  اعضای شورا خواسته است پيوندهای اقتصادی با ايران را قطع کنند و مراقب اتمی شدن ايران باشند، آنها را متحير کرده است».

طبق اين گزارش رهبران کشورهای عرب خيلج فارس که هميشه  به حضور نظامی آمريکا در منطقه برای حفاظت از خود متکی بوده اند، با نگرانی  کاهش اعتبار و حيثيت آمريکا به دليل حمله به عراق  و در همين حال  افزايش قدرت ايران را به تماشا نشسته اند.

با اين حال، حمايت عمومی از ايران در سراسر جهان عرب، به خاطر پشتيبانی آن از حزب الله در لبنان و حماس در سرزمين های فلسطينی، آنها را با  بازی موازنه حساسی روبرو ساخته است. برخی از کشورهای خليج فارس، با جمعيت  های شيعه، نگران واکنشی هستند که ممکن است ايران در صورت حمله آمريکا نشان دهد.

تحليلگران می گويند رهبران سعودی، علی رغم  مخالفت مردم، از حمله ايالات متحده به عراق حمايت کردند، اما پشتيبانی از يک اقدام نظامی عليه ايران،  تدوين سياست  بسيار دقيقی را ايجاب خواهد کرد.

رويترز به نقل از يک تحليلگر  می گويد واکنش  افکار عمومی در خاورميانه به برآورد اطلاعاتی امريکا آميزه ای از آسودگی خيال و خشم بوده است. کشورهای عرب  خليج فارس  به ويژه نسبت به جاه طلبی های تهران مشکوک باقی خواهند ماند.

تحليلگران و ديپلمات ها گفته اند که عربستان سعودی هم اينک در داخل شورای همکاری خليج فارس برای نرم ساختن موضع خود نسبت به ايران زير فشار قرار دارد.

قطر با دعوت از  رييس جمهوری ايران برای شرکت در جلسه رهبران شورایی که در سال ۱۹۸۱ برای مقابله با توسعه طلبی انقلابی ايران بوجود آمد،  همسايگان خود را شگفت زده ساخت.

به گفته يک تحليلگر، در حالی که عربستان سعودی مايل است يک  بلوک يکپارچه عليه ايران را حفظ کند، اعضای کوچکتر شورای همکاری ، از لزوم راضی ساختن تهران از طريق  مجموعه ای از مشارکت های اقتصادی و تقسيم نفوذ سياسی طرفداری می کنند.

اين تحليگر اضافه کرده است که «قدرت منطقه ای ايران  افزايش يافته است و اينک  از محبوبيت زيادی در ميان جمعيت های گوناگون اعراب خليج فارس  برخورداراست» 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 14:44  توسط من  |